|
1 - «فرياد»، عنوان نامهای بسيار مهم از زادسرجيرفتی به . . . (تاريخ نگارش خردادماه 1387) .ادامه . . . 2 - تذكراتی كه در تاريخ مجلس ثبت است ادامهی مطلب 3 - بخشهایی از نامهی مهم زادسر خطاب به . . . ، ادامه . . . ،
بسماللهالرحمنالرحیم خداوند متعال در سورهی مباركهی اسرا آيهی 36 میفرمايد : «ولاتقف ما ليس لک به علم، إن السمع والبصر والفؤاد کل أولئک کان عنه مسئولاً»، و از آنچه براي تو معلوم نيست ، پيروي نكن، قطعا گوش و چشم و دل، همه اينها مورد سوال قرار میگيرند. مردم عزیز، شریف و رشید جیرفت و عنبرآباد خصوصاً خانوادههای معظم شهدای عالیمقام زيد عزهم سلام علیكم با احترام بسیار و ضمن گراميداشت روزهای بسيار مهم و تاريخساز سوم، چهاردهم و پانزدهم خرداد و عرض ادب به حضور روح پر فتوح امام خمينی سترگ سلاماللهعليه، و ارواح طيبهی همهیشهدای راه خدا رضواناللهتعالی علیهم اجمعین، به استحضار میرساند : آنچه كه بدين وسيله تقديم حضور شريف شما سروران بزرگوار میگردد، متشكل است از يك مقدمه و هفت فصل و بخش پايانی كه استدعا دارد مرحمت فرموده و بر زادسر منت گذاشته و به رغم طولانی بودن آن، از سر حوصله و با دقت ملاحظه بفرماييد، زيرا يكی از مهمترين نوشتههای دوران مبارك نمايندگیام در مجلس هفتم میباشد كه انشاءالله برای شما فرهيختگان تيزبين و نكتهسنج هم مفيد فايده واقع گردد. مقدمه : به نام و فضل پروردگار و با ذكر صلوات بر محمد و آل محمد صلیاللهعليهوآلهوسلم، و با استعانت از ذات اقدس احديت جلت عظمته، قصد براين شده است تا اين بندهی كوچك درگاه قادر متعال، دراين روزهای پايانی نمايندگی و نوكری شما مردم عزيز جيرفت و عنبرآباد در دورهی هفتم مجلس شورای اسلامی، مطالبی مهم را بدون هرگونه شائبهای، با شما ولی نعمتان خود در ميان بگذارد و يك بار ديگر از جملهی شما مردم ديار ولايتمدار، حلاليت طلبيده و آرزوی هميشگیاش را مبنی بر دعای دائمی جيرفتیها و عنبرآبادیها كه اهل دعا هستند و با خدا، برای عاقبت به خيری اين برادر و فرزندشان، تقديم بدارد، باشد كه خداوند بخشايندهی مهربان هم به احترام شما بندگان خوبش، اين بندهی سراپا تقصير را مورد غفران و آمرزش خويش قرار داده و عاقبت به خير بگرداند، بمنه و كرمه. قبل از آنكه مطالب مطمح نظر را عرضه بدارد، ذكر پنج نكته را ضروری و مهم میداند : 1- دل زادسرجيرفتی خواستار آن است كه وصف حال خود را طی بيستسال گذشته، خصوصاً بعد از انتخابات مجلس هشتم، با استعانت از كلام الله مجيد و به نقل از غزال زيبای غزلسرای وادی اسلام و قرآن حافظ شيرازی عليهالرحمه، به تصوير بكشاند، اگر چه ممكن است اهل بهانه، باز هم بر اين بيان خاضعانه، لازم و روشنگرانه نيز خرده بگيرند و همانند گذشته مطالب ناحق و خلافی را بگويند و يا بنويسند و يا تحليلهای مغرضانه و سياسیكارانهای را ارائه بدهند كه مهم نيست. همانگونه كه عدهای بیعده و پر حسادت و مملو از نخوت و قساوت، كه خود را قيم همه ميپندارند، به حمايت نمايندهی مردم جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی از آيهالله هاشمیرفسنجانی در انتخابات نهم رياست جمهوری ايراد بنیاسرائيلی گرفتند و آن حمايتی را كه بنا بر انجام وظيفه و تكليف الهی صورت گرفته بود با سرنوشت استاندار اسبق كرمان كه از ماهها قبل و بعد از انتخابات رياست جمهوری، زادسر او را نديده بود، گره زدند و در حضيض ذلت و زبونی، شايعه به راه انداختند كه زادسر پانصد ميليون تومان پول از هاشمی رفسنجانی گرفته است؟!. اهل سياست میدانند كه در همهی دوره هايی كه هاشمیرفسنجانی كانديدای رياست جمهوری بودهاند، زادسر جيرفتی از حضرت ايشان حمايت كرده است، اگرچه از منتقدين برجستهی برخی از سياستها و عملكردش نيز بوده است و اين دو با يكديگر منافات و تباينی نداشته و ندارند. اين گروه چند چهره و فرصتطلب و ميزخواه، همچنين به دفاع خالصانه نگارنده از رئيس جمهور محترم و دولت جناب آقای دكتر احمدینژاد بعد از انتخابات خرداد هشتادوچهار كه اين نيز مطابق دستورات الهی و فرمان صريح نايب امام زمان(عج) انجام گرفته است، خرده گرفته و میگيرند و القاب و صفاتی را كه شايستهی اينكار اعتقادی نبوده و نيست، به كار برده و نسبت میدهند. اين مهم در حالی سرزنش میشود كه هردو كار وظيفه زادسر و امثال او بوده و هست و میبايست مورد تشويق و ستايش قرار بگيرد نه سرزنش، تهمت و نكوهش. و هر كس كه چون زادسر اعتقاد دارد و در عمل طريقی به غير از انجام وظيفه طی كرده است، به خطا رفته است. زادسر الآن هم از عملكرد خود قبل از انتخابات مذكور و بعد از آن، دفاع جانانه دارد و آنچه را كه اكنون نيز مینويسد و میخواهد منتشر كند، از سر باور و از باب ادای وظيفهی الهی میباشد، و مدعی است كه هرگز به نرخ روز نان نخورده است و چيزی را كه اعتقاد نداشته است نگفته، ننوشته و نرفته است و زادسر میتواند برای تمام ادعاهای خود سند غيرقابل خدشه ارائه كند. 2- ما معتقديم كه هرچه كه از دوست رسد نيكوست و همهی آنچه كه گذشت و خواهد گذشت مشيت پروردگار است وبس، يعنی «... شاء الله لذهب بسمعهم وأبصارهم إن الله على كل شيء قدير ﴿سورهی بقره آيهی 20﴾» و « . . الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (سورهی اسرا آيهی 83)» و به قول مرحوم مغفور پدر رضواناللهتعالیعليه، كه میفرمود : «پسرم همهی رنگرزیها دست خودش هست» ، و اين بنده ناقابل خدا و دوستان با وفا و با صفايش، پسنديدهاند آنچه را كه خداوند تبارك و تعالی تمشيت فرموده است و خير را در اين میبينند كه اتفاق افتاده است. خداوند كريم در قرآن مجيد در سورهی بقره، آيهی 216 ميفرمايد: « . . . و عسي ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم، و عسي ان تحبوا شيئاً و هو شر لكم و الله يعلم و انتم لاتعلمون» و بسا چيزي را ناخوش داريد در حالي كه آن به خير شماست و بسا چيزي را دوست داريد كه همان به زيان شماست و خدا ميداند و شما نميدانيد. پس نتيجه ميگيريم كه انسان همه خير و شر خود را نميداند و تنها خداوند است كه مصالح واقعي انسان را در قالب احكام الهي طراحي نموده است و انسان بايد آنها را اجرا نمايد هر چند كراهت داشته باشد. «غمناك نبايد بود از طعن حسود اي دل شايد كه چو وا بيني خير تو در اين باشد» (حافظ). 3- ما معتقديم كه مردم چه وقتی رأی میدهند و چه آن هنگامهای كه به هر دليلی رأی آنان شامل حال نمیشود، عزيز و رشيد هستند، نه اينكه در لحظهی انتخاب شدن، مردم را خوب و با شعور و فرهيخته بدانيم و در غير آن، نه، و خدای ناكرده اين جفا را در حق مردم روا بداريم، زيرا بندهی خدا نبايد به جز ذات اقدس احديت جلجلاله، به كس ديگری اتكاء و اتكال داشته باشد. بنا بر دو بند مورد اشارهی فوق، ما بندهی پير خراباتيم كه لطفش دايم است و گرنه بعضی وقتها با لطف خدا و همت مردم به ظاهر انتخابات را بردهايم و بعضی وقتها هم . . . ، و در هر دو صورت خود را مشمول لطف پروردگار میدانيم و تأكيد داريم كه برندهی واقعی و هميشگی بوده و هستيم برای اينكه در مكتب اسلام عزيز و منطق پيروان عملی امام حسين عليه السلام، كسانی كه به تكليف عمل میكنند، شكست ناپذيرند. «بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست»(حافظ). 4- حتماً در خاطر مباركتان هست كه شما خود افتخار پسوند «جيرفتی» را به زادسر اعطا كردهايد و در تبليغات انتخاباتهای دورههای سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی با صدایی رسا شعار میداديد و میفرموديد : «زادسرجيرفتی حمايتت میكنيم»(در برابر نامزد ديگری كه جيرفتی نبود)، و خدمتگزار شما مردم خوب و با صفا و با وفا هم، به احترام شعار شما، پس از تصويب اعتبار نامهاش در دورهی چهارم، بر سر برگ نمايندگیاش در مجلس نوشت «زادسرجيرفتی» و به اين لقب مشهور شد. 5 - پر واضح است كه نگارندهی اين سطور قصد پاسخگويی به اين شخص و آن فرد، فلان گروه و بهمان جناح را در جيرفت نداشته و ندارد و نيازی هم برای جواب دادن احساس نمیكند، اگر چه پاسخ گويی حق مسلم اوست و همگان اذعان دارند كه توان اينكار وجود داشته و دارد. صاحب اين سطور از اين باب مینويسد كه اولاً آغازی باشد بر نوشتن مفصل خاطرات و عملكرد دوازدهسالهاش و همچنين موضوعات ديگر، كه به اميد خدا در آيندهای نزديك شروع خواهد شد، و ثانياً از تحريف بخشی از تاريخ جيرفت و عنبرآباد ممانعت به عمل بياورد كه بعضیها علناً به اين امر شوم و زشت مشغول هستند، و اين نوع جواب دادن، خود نيز وظيفهای است الهی، مردمی و تاريخی. كلی گويی اجمالی و بدون ذكر نام و نشان را هم نمیتوان پاسخ دادن به نا اهلان و هتاكان دو دههی گذشته به حساب آورد. لازم است بدانيد كه خدمتگزار شما به سه دليل اساسی از پاسخ گفتن به دروغپردازی، ناسزاگويی، شبنامهنويسی، هفتهنامهفروشی و . و . . .،بيستسالهی اينان اجتناب كرده است و داغ تيتر زدنهای آنچنانی را به دل گِل اين جماعت كذايی كه فعلاً تيغ به كف دارند، گذاشت. سه دليل مورد اشاره عبارتند از : 1- مشغلهی بسيار كار نمايندگی اين خوف را در دل زادسر شما میانداخت كه نكند پرداختن به اراجيف اهل خدعه، تضييع حق و حقوق موكلين عزيز را در پی داشته باشد. 2- بهترين جواب برای اينان كه زيباترين و گوياترين هم بوده و هست، سلام مورد سفارش قران كريم است و ايضاً خاموشی مورد عنايت بزرگان فرهنگی ما نيز جواب خوبی است برای اين قبيله. 3- واگذاری جبران ظلم فاحش اينان را به روز واپسين كه باطنانسانها نمايان خواهد شد و كسی را يارای كتمان كردار و تكذيب گفتارش نيست و نمیتواند تقصير را هم به گردن اين و آن بيندازد، از بهترين جوابها است. در اينجا اشعاری را نه به عنوان پاسخ، بلكه جهت بر سر ذوق آمدن خوانندگان محترم و معزز تقديم میدارد : «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری است رنجیدن» «به پير ميکده گفتم که چيست راه نجات بخواست جام می و گفت عيب پوشيدن»(حافظ) و : "مرد خدا كه خدمت به خلق خدا كند پروا كی از ملامت اهل ريا كند" "مرد خدا به مصلحت خلق متكی است كی مرد مصلحت به فريب اتكا كند"(اسم شاعر را نمیدانم) و اما توجه جدی دارد كه مطالب هفتگانهی وعده داده شده را به عنوان مبارك نمايندهی مردم جيرفت و عنبرآباد در دورهی هفتم مجلس شورای اسلامی، طی هفت فصل تقديم بدارد كه عبارتند از : 1- اشاره به پارهای از كارهای پرخطری كه زادسر شما مجبور نبود آن امور خطرناك را انجام بدهد و میدانست كه پیگيری آنهابه صلاح شخص خودش نيست، ولی مصلحتانديشی نكرد و نترسيد و آنها را انجام داد و صد البته كه هزينهای بسيار سنگين نيز پرداخته است. 2- مروری بر چگونگی رفتار و گفتار مدعيان . . . ، با اين فرزند كوچك و برادر خدمتگزارتان در مجلس، كه به گمان نگارنده از اهميت به سزايی برخوردار است و ضمناً طولانیترين فصل هم میباشد. 3- ذكر مشتی از خروار خدمات دوران نمايندگی شما در مجلس شورای اسلامی، تا بدانيد كه كسانی كه میگفتند زادسر چه كرده است، دلسوز مردم جيرفت و عنبرآباد نبودند، بلكه تشنگان قدرت صندلی سرخ و سبز مجلس بودند كه اكثرشان ره به جايی نبردند و كسانی هم كه با آن شرايطی كه شما بهتر میدانيد به مجلس رفتند، در عمل گفتند ما را ياد و جيرفت و عنبرآباد را باشد فراموش. 4- بيان اهدافی كه مورد نظر اين خدمتگزار شما جهت پیگيری در مجلس هشتم بود كه تمام آنها را در دورههای قبل با پیگيریهای جدی زادسر شروع شده بودند و در دورهی هشتم احتمالاً به نتيجه میرسيدند، كه چنين توفيق بزرگی روزيش نگرديد. 5- وظايف ما جيرفتيها و عنبرآباديها نسبت به وكيل دورهی هشتم اين منطقه در مجلس شورای اسلامی چيست؟. 6- يادآوری بعضی از نكاتی را كه به عنوان سابقهی زادسر خدمتگزار شما محسوب میگردد تا نسل جوان فعلی و آيندگان در جيرفت و عنبرآباد، بيش از پيش راجع به نمايندهی دورههای چهارم، پنجم و هفتم خويش در خانهی ملت، مستحضر بشوند. 7- تكليف ما مردم ولايتمدار جيرفت و عنبرآباد كه ديار شهيد و سلحشور پرورمان، وطن دوم حضرت امام خامنهای مدظلهالعالی است، در برابر انقلاب اسلامی و رهبری معظم آن روحیفداه، چيست؟. پيشاپيش از اينكه در اين نوع تاريخنگاری ناگزير شدهايم كه عناوين برخی از مقامات را ذكر كنيم پوزش میطلبيم. اما فصل اول : مردم عزیز، شریف و رشید جیرفت و عنبرآباد خصوصاً خانوادههای معظم شهدای عالیمقام، آيا میدانيد كه زادسر شما و خاطره نويس شهدا چه كارهای خطرناكی را فقط در چهارسال دورهی هفتم انجام داده است؟ چه رسد به هشت سال نمايندگياش در دورههای چهارم و پنجم. در اين قسمت نظر شريف شما را به تعدادی از كارهایی كه زادسر شما از نوع غيرمعمول انجام داده است ودر نزد بعضی از اهالی قدرت و ثروت، جرم تلقی شده است، جلب میكند تا حديث مفصل اين مجمل را بخوانيد، اگرچه نخوانده میدانيد و خوب هم میدانيد. به راستی آيا همانند موارد ذيل را راجع به زادسرجيرفتی میدانيد ؟! : 1- خدمتگزار شما، به فرمانداران و ديگر مقامات دولت به اصطلاح اصلاحات در جيرفت و عنبرآباد گفت اگر برای مردم نوكری شايسته باشيد، نماينده هم كه خود را نوكر مردم میداند با شما صادقانه كار خواهد كرد، زيرا نوكران يك ارباب با يكديگر دعوا ندارند، و اصولاً خيری در مقابله با آنان برای مردم متصور نبود، اما با اين كار، برخی از كسانی را كه در صف رياستها و فرمانداریها ايستاده بودند از دست داد و آنان را برآن داشت تا شمشيرها را به سموم تهمت، غيبت، دروغ، بهتان و شبنامه و سياهنامه آغشته بگردانند و از رو بكشند و با تمام توان برای عدم موفقيت زادسر شما تلاش و شيطنت بكنند كه خدا را شكر موفق نشدند. 2- خدمتگزار شما، معتقد بوده و هست كه نمايندهی مجلس شورای اسلامی، نمايندهی همهی ملت ايران اعم از موافقان و مخالفانش میباشد، بنابراين زادسر خود را نمايندهی مخالفانش نيز میدانست و با هر دو يكسان رفتار كرد، ولی اين مهم را بعضاً گناهی بس بزرگ به حساب آوردند. 3- خدمتگزار شما، در مقابل مقامات دولتی وقت ايستاد و استدلال آورد كه بايد خطر زلزله را به مردم جيرفت گوشزد كرد ولو اينكه باعث ترس و اضطراب آنان گردد و در آن ايام، ظرف يك هفته سه مرتبه بين جيرفت و تهران رفت و آمد كرد و ركورد جديدی را بدست آورد كه كسانی گفتند راه جيرفت ـ تهران، برای زادسر همانند راه جيرفت ـ عنبرآباد شده است. البته كه فوايد آن آمد و شد بسيارـ بسيار بود كه در اين مجال نآيد. فقط به ذكر يك نكته بسنده میگردد كه يكی از مقامات ارشد دولت به زادسر شما گفت : «آقای زادسر زلزله نيامده شما زلزله به پا كردهای، وای به اينكه خدای ناكرده زلزله بيايد». 4- خدمتگزار شما، از توهين و جسارت بعضیها در بخش جبالبارز كه به اصطلاح خود را از طرفداران او میدانستند، به فرماندار جمهوری اسلامی ايران در مسجد جامع محمدآباد(جبالبارز)، ممانعت به عمل آورد و آنان را نكوهش كرد و غضب شديد آنان و آن شخص محركشان را در جيرفت به جان خريد و از انجام وظيفهاش كه در آنجا حمايت از مقامات دولتی بود طفره نرفت. قطعاً بسياری از مردم آن ديار ولايتمدار و مسؤولين به همراه نماينده و فرماندار و خبرنگاران، در خاطرشان مانده است كه شهادت خواهند داد. 5- خدمتگزار شما، شكوائيهای عليه رئيس وقت دادگاه انقلاب جيرفت، پیگيری قضايی كرد كه نويسندهی آن جرأت نكرده بود آن را امضاء كند، ولی محتوای آن از نظر اين نمايندهی مجلس بسيار مهم بود، و آن رئيس عليه اين طلبهی بسيجی به دادگاه ويژهی روحانيت شكايت برد و چون صحت هيچكدام از موارد مطرح شده در شكوائيهاش را نتوانست به اثبات برساند، احتمالاً شرمندهی روی خدمتگزار شما ماند كه ماند. اين برداشت برمیگردد به جريان شب بيستويكم رمضانالمبارك سال گذشته كه خودش بهتر از هر كس ديگری میداند. 6- خدمتگزار شما، عليه رئيس وقت دادگستری جيرفت نيز شكايتی ديگر را كه بدون امضاء بود ولی محتوای آن از نظر نمايندهی مردم جيرفت و عنبرآباد در مجلس، مهم بود، پیگيری قضايی كرد و آن رئيس هم مانند رفيقش، شكايت اين طلبهی بسيجی را به دادگاه ويژهی روحانيت برده و آن موارد ناموجه را تكرار كرده بود و چون صحت هيچكدام از موارد مطرح شده در شكوائيهاش را نتوانست به اثبات برساند . . . !،. 7- خدمتگزار شما، با كمك رزمندگان بسيجی نام نحس يك ماركسيست مشهور را كه به علت عدم صلاحيت علمی از دانشگاه تهران اخراج شده بود و دشمن شماره يك نام مبارك جيرفت بود و هست، از ميدانی در شهر جيرفت كه نام پر افتخار آن خواجوی كرمانی بود و اكنون به نام مقدس شهدای گمنام مزين شده است، به زير كشيد و آن ميدان مسألهدار شده را از لوث نام ننگ آن كمونيست بیدين پاك گردانيد. آن فرد شخصی است كه هرگز تا اين لحظه نه خودش و نه كس ديگری، ماركسيست بودن او را تكذيب نكرده است ! ! . دركمال عجب و حيرت بايد اذعان كرد اين نوع نامگذاری برای اولين بار در تاريخ كشور اتفاق افتاده بود كه نام ميدانی را به اسم چنين فردی تغيير دادند. همو را منظور است كه نه اين كه انقلابی نيست، بلكه ماركسيست، ضدانقلاب و مخالف حزبالله است، نه اين كه تعلقی به ايران اسلامی ندارد، بلكه ساكن فرنگ است و حتی زن و فرزندش نيز ايرانی نيستند، و نه اينكه پرفسور نيست بلكه به دليل عدم صلاحيت علمی از دانشگاه تهران اخراج شده است، و نه اين كه برای جيرفت كار مهمینكرده است، بلكه در تلاش است كه نام جيرفت را محو كند، و اين در حالی است كه نامبرده هرچه دارد از بركت نام مبارك جيرفت است و جيرفت حكم پدری و حق مادری بر گردن او داشته و دارد چون كه جيرفت او را مطرح و مشهور ساخت و نه بالعكس. جالبتر اين كه بعضیديگر هم كه مشايی را مشاعی مینوشتند و مستنداتش موجود است، به همراه برخی ديگر از به اصطلاح جيرفتیهای جيرفتزدا، مرتب او را پرفسور میخوانند كه احتمالاً اينگونه لقب دادنهای كيلويی برای آنها خيلی منافع دارد كه گر نه چرا لاينقطع پرفسور، پرفسور میكنند. 8- خدمتگزار شما، در مقابل باندی قوی و قدرتمند به سركردگی . . . ، كه جيرفت زدايی در دستور كارشان بوده و هست و مصمم هستند كه نام جيرفت را حذف و به جای آن اسم رودخانهی معروف جيرفت را مشهور بگردانند، آنهم به بهانهی مضحك و ضد علم و تاريخ و عاری از منطق و استدلال عدم ذكر اسم برخی ديگر از شهرستانهای حاشيهی هليلرود كه به ديورود و آدمكش شهره است و مرحوم غلامحسين بينش آن شاعر جيرفتی يكی از قربانيان آن است، قاطعانه و شجاعانه ايستاد و حقيقتاً خطر كرد و از جيرفت و نام مبارك آن دفاع كرد و گفت نام شهرستانهای ديگر را نيز ذكر كنيد و بگوييد تمدن بافت، تمدن رودبار و يا كهنوج و يا هر جای ديگری، ولی حق نداريد نام جيرفت را حذف كرده و يا تغيير بدهيد و اگر هر جيرفتی جهت مقابله با اين جيرفت زدايی سكوت كند قطعاً به جيرفت خيانت كرده است و فردا میفهمد كه ديگر دير شده است. جيرفتیها، الآن وقت دفاع از جيرفت است، اگر آنچه را كه زادسر میداند و میبيند، هركدام از شما وقوف داشتيد، همانند او فرياد میزديد و غصه میخورديد و البته كه اگر همهی شما همراه با زادسر فرياد میزديد، ديگر لازم نبود كه غصه بخوريد. در اين قسمت روی سخنم با خواص پرمدعا است كه میدانند خدمتگزار شما كه وظيفهی خود را به خوبی انجام داد و مقاومت كرد تا تكليف دفاع از جيرفت به هر دليلی از دوش او برداشته شد، و در مسير مقاومت اين نمايندهی مجلس حتی يك نفر از آن مدعيان هم حركتی نداشت و از اين اقدام تاريخی زادسر پشتيبانی نكرد، كما اينكه در رابطه با برگرداندن 3200 هكتار از زمينهای زير سد جيرفت كه به غير جيرفتیها واگذار شده بود، نيز كسی از اينان كه خود را قيم جيرفت میدانند، با وی همراه و همدل نشد. جيرفتیها اگر بدانيد كه زادسرجيرفتی در ارديبهشت سال جاری چه خوندلهایی خورد تا موفق شد نام جيرفت را در همايش اخير به نام «تمدن جيرفت» بر جسته سازد و كلمات مجعول را به حاشيه براند. فقط خدا میداند. آری به قول شاعر : از جور روزگار نداريم شكوهای ا اين گرگ را به قيمت يوسف خريدهايم. جيرفتیهای عزيز و فرهيخته اگر خون دلخوردنها و از جان گذشتنهای زادسرشما به همراه فريادها و پیگيرهای چهار سال گذشتهی او نبود، اينك نام هليلرود به جای جيرفت نشسته بود و كسیهم توان مقابله با آن جريان جيرفت زدا را نداشت و بعيد است كه بعد از اين نيز كس ديگری چنين توان و جرأتی به دست بياورد كه بتواند با اين گروه . . . . ، مبارزه و از نام مبارك جيرفت دفاع نمايد، كه دعا میكنيم چنين كسی يافت بشود. 9- خدمتگزار شما، شكايت دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامی جيرفت را عليه رئيس آن (زادسر در رئيس شدنش نقش اساسی ايفا كرده است) به خودش مسترد كرد و از او پاسخ خواست ولی به جهت اينكه دانشجويان متقاعد نشدند، شكوائيهی بعدی آنان را به شدت پیگيری كرد و دستور بررسی و بازرسی جدی از عملكرد ايشان را از شخص دكتر جاسبی گرفت و تيم مهم و مجربی از بازرسان سازمان مركزی دانشگاه آزاد به جيرفت آمدند كه رئيس مذكور خودش میگويد به نفع او حكم كردهاند. 10-خدمتگزار شما، در مقابله با عزل غيرخدايی رئيس وقت سازمان جهادكشاورزی جيرفت و كهنوج، از هيچچيز نهراسيد و تا سرحد استيضاح وزير جهادكشاورزی پيش رفت و هر نوع خطری را به جان خريد و قدرتمندان قدر كرمان و تهران را برای از قدرت انداختن زادسر مهيا ساخت. 11-خدمتگزار شما، در عزل ظالمانهی فرماندار سابق جيرفت، برابر كلام پرحكمت و طلايی مولیالكونين عليهالسلام كه فرمود :«كن لظالم خصماً و للمظلوم عوناً»، تا آنجا پيش رفت كه استانداری كرمان را . . . ،. 12-خدمتگزار شما، در مخالفت با شايعهی بركنار شدن يكی از معاونتهای استانداری كرمان از اتاق سیسیيوی بيمارستان، تذكر رسمی داد و آن شايعه را به كلی منتفی ساخت كه ایكاش چنين نكرده بود تا حالا او به جای تشكر از جيرفتیها، از جيرفت زدايان پشتيبانی بكند!؟، اف بر اين روزگار غدار كه . . .،. "دوستی با هركه كردم خصم مادر زاد شد" . . . ،. 13-خدمتگزار شما، در مخالفت با استاندارشدن . . . ، كه نامزد معرفی شده آن . . . ، بسيار موفق عمل كرد و البته هزينهی آن را هم پرداخت، اين به آن، در، ولی آن برای رضای خدا بود و مصلحت استان كرمان و اين برای چی بود؟!، اظهار نظر با شما خوانندگان محترم كه كل جريان و چگونگی آن را به همراه كيفيت استاندار شدن استاندار محترم فعلی مستحضر هستيد؟!. 14-مردم عزيز، اگر بدانيد خدمتگزار شما، جهت استقرار ادارهی كل راه و ترابری جنوب استان كرمان در شهر جيرفت چه كرد!، فقط مستحضر باشيد كه قلب زادسر شما در آن جلسهای كه به درخواست اين نمايندهی مجلس و در مخالفت با افتتاح ادارهی كل مذكور در جايی غير از جای فعلی آن، تشكيل شده بود، چنين شد و حتی پیگيری آن را از اتاق مراقبتهای ويژهی بيمارستان قلب جماران هم رها نكرد تا سرانجام آن ادارهی كل در محل سابق شورای شهر واقع در چهار راه مهمانپذير مستقر شد. 15-آيا میدانيد كه خدمتگزار شما، در حمايت از كارمندان شريف و زحمتكش مجلس شورای اسلامی با رئيس مجلس در گير شد و او را سخت عصبانی كرد. 16-خدمتگزار شما، در دفاع منطقی و كارشناسی از شخصيت حقوقی يك خبرنگار و مخالفت با اخراج آنچنانی او از مجلس، انواع بیمهریها را تحمل كرد، چونكه معتقد بود اين اخراج كذايی به نفع آن خبرنگار خواهد شد و او را تبديل به يك چهرهی مورد توجه خارجيان در كمين نشسته، خواهد ساخت كه همينطورهم شد. البته اقدام خدمتگزار شما به نفع اصولگرايان بود ولی آنان متوجه نشدند كه اين نمايندهی اصولگرای واقعی، چه خدمت بزرگی به آنان كرده است، زيرا با آن تذكر كه اولين نفر بود، اصلاح طلبان را خلع سلاح كرد، اما در كمال حيرت و عجب، نايب رئيس و ديگران برآشفته شدند و اين در حالی بود كه يكی از عناصر اصلی اصلاحطلبان به من گفت : «زادسر، الهی بگم خدا چهكارت كند كه با اين تذكرت تمام برنامههای ما را به هم ريختی»، و هيچی برای اصلاح طلبان سختتر از اين نبود كه مجبور شدند بنويسند و بگويند كه زادسر اولين معترض به كيفيت اخراج آن خبرنگار بود. 17-خدمتگزار شما، در مخالفت با سفرههای آنچنانی افطاری از كيسهی بيتالمال، كه اينبار در زمان حاكميت بعضی از اصولگرايان بود، كارش به آنجا رسيد كه يكی از همكاران اصولگرايش در مجلس او را به باد ناسزا گرفت كه ناسزا گفتنش مورد پشتيبانی رئيس مجلس واقع شد كه در جلسهی بعد، زادسر به مدير جلسه تذكر آئيننامهای داد و جناب ايشان هيچ پاسخی نداشت كه بدهد. 18-خدمتگزار شما، در مخالفت با انتقال فرماندار عنبرآباد به جيرفت هزينهای بس سنگين را پرداخت كرده است و مطمئناً میدانست كه او در انتخابات انتقام خواهد گرفت، وليكن زادسر شما معتقد بود كه همان اوضاع مديريتی جيرفت كه نابسامان شده است، كافی است ديگر لازم نيست شهرستان عنبرآباد بهم بريزد و به فرماندار عنبرآباد كه عزم را برای رفتن به جيرفت جزم ساخته بود تلفن كرد و گفت اگر به جيرفت برويد، در هر دو شهرستان سخنرانی خواهم كرد و شما را جزو خائنترين خائنان به مردم عنبرآباد و جيرفت معرفی خواهم كرد و او هم منصرف شد. 19-خدمتگزار شما، در پیگيری شكوائيهی يكی از خبرنگاران محترم شاغل در جيرفت، عليه دادستان محترم جيرفت، لحظهای درنگ نكرد و همگان مستحضر هستيد كه ايشان از بهترين و قديمیترين دوستان زادسر بوده و هست، ولی از نمايندگی و نظارت او در امان نماند. 20-اگر میخواهيد بهتر از اين زادسر خودتان را بشناسيد، برويد از فرمانداران سابق و لاحق آقايان محترم : نگارستانی، اميری، پورنصاری، فرخی، تراب، امينیروش، شجاعحيدری، بهروز و سعيدی و همچنين از شهرداران محترم حال و گذشته در جيرفت و عنبرآباد بپرسيد، كه زادسر شما از جهت مسائل مختلف چه عمرانی، سياسی، امنيتی، و چه نظارتی در دو شهرستانو شهرهای جيرفت و عنبرآباد چگونه وكيلی بود. 21-بحث استيضاح وزير سابق راه را نيز بايد متذكر شد كه يكی ديگر از خطرات جدی زادسر بود كه جهت منافع مردم جيرفت و عنبرآباد آن را انجام داد و در مقابل سران حزب و جناح ايستاد و استيضاح را امضاء نكرد و دعوا از اينجا شروع شد. زادسر اگرچه موافق استيضاح بود ولی میگفت چرا استيضاح وزير راه و ترابری را اولويت اول دادهايد؟!، و هيچ پاسخ قانع كنندهای حتی تا حالا كسی نداده است. زادسر میگفت اگر میخواهيد سياسی استيضاح كنيد كه بهترين است، اول وزير كشور، و چنانچه قصد داريد انسانی استيضاح كنيد؟! اول وزير آموزشوپرورش، و اگر قصد استيضاح اقتصادی را داريد، بايد وزير نفت اولويت اول باشد نه وزير راه و ترابری كه پنجمين وزير از وزيران اقتصادی است. 22-بحث انتخابات رياست جمهوری هم كه مستمسك اصلی بهانهجويان بنیاسرائيلی برای انتقام گرفتن از زادسرجيرفتی بود، نياز به توضيح ندارد، الا اينكه اجمالاً مستحضر باشيد كه زادسر شما، بين سه نفر از نامزدهای اصولگرا، يعنی آيت الله هاشمیرفسنجانی، دكتر لاريجانی و دكتر قاليباف مقايسه انجام داد و هاشمی رفسنجانی را اصلح تشخيص داد، كه يكی از مهمترين دلايل آن تشخيص، بحث مهم و حياتی استان شدن جنوب كرمان به مركزيت جيرفت بود كه حضرت ايشان در زمان رياست جمهوری سابقش به اين نتيجه رسيده بودند كه جنوب كرمان به مركزيت جيرفت بايد به عنوان كمربند امنيتی جنوب شرق كشور به استانی مستقل تبديل شود. اما شما مردم خوب، ملاحظه فرموديد كه اين اصلح تشخيص دادن هاشمیرفسنجانی توسط زادسر را چه خيانت بزرگی تبليغ كردند و چه دروغها منتشر ساختند كه قبلاً اشاره شد، و اين در حالی است كه زادسر اكنون هم در بين آنان كه ذكر شد، از تشخيص خود جانانه دفاع میكند. برای اين كه آيتالله هاشمیرفسنجانی از ستونهای نظام جمهوری اسلامی ،و همسنگر پنجاهسالهی رهبر معظم انقلاب اسلامی میباشد، و همچنين رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده و هست، و ايضاً مورد حمايت و توثيق مراجع و اعاظم شيعه مانند آيات عظام، جوادیآملی، مشكينی و . و . قرار داشت. بديهی است كه موارد فراوان ديگری نيز وجود دارد كه گفتن آنها در اين مختصر نمیگنجد و فقط به پيغام زادسر شما به دو نفر از مقامات استان كرمان كه هر دو حقيقتاً ظالم به شهرستان جيرفت و عنبرآباد بوده و هستند اشاره میگردد كه عبارت بود از : "به فضل الهی، به فضل الهی، مردم جيرفت باز هم زادسر را به مجلس خواهند فرستاد و آن وقت شما بايد از اين مسؤوليت كنار برويد"، و اين خواست جدی زادسر بود كه چنين نشد و آن دو فعلا همچنان به دشمنی با جيرفت مشغول هستند و آن گونه كه میگويند در انتخابات مجلس هشتم، با تمام توان عليه زادسر شما و به نفع نامزدی خاص كه مردم خود شاهد بودند، از هيچ اقدامی فروگذاری نكردند. فصل دوم : مروری بر چگونگی رفتار و گفتار مدعيان . . . ، با اين فرزند كوچك و برادر خدمتگزار شما در مجلس، كه به گمان نگارنده از اهميت به سزايی برخوردار است. مردم عزیز، شریف و رشید جیرفت و عنبرآباد خصوصاً خانوادههای معظم شهدای عالیمقام، آيا هرگز از خود اين سؤال را پرسيدهايد كه به راستی چرا همهی مدعيان پر طمطراق به اصطلاح پيشرفت جيرفت و عنبرآباد و دايههای دلسوزتر از مادر، اعم از مقامات سياسی، مذهبی، دولتی، جناحها، احزاب، گروهها و ثروتمندان آنچنانی و قلم به دستان كذايی و ای بسا اجارهای، اينهمه به زادسر شما كه نوكر صادقتان در مجلس شورای اسلامی بوده و هنوز هم هست، ناسزا گفته و میگويند و انواع تهمتها، دروغها، شايعات و . و . . . ، را در حق او روا داشته و میدارند؟. چرا اين جماعت حتی حاضر نشدند يك كلمه از صدها كار بزرگ منطقهای، استانی و ملی زادسر را بگويند و يا بنويسند؟، آيا طی اين مدت دوازده سال نمايندگی زادسر، يك كار خوب هم انجام نگرفته است؟!. به راستی چرا اينان نتوانستند ولو يكی از صدها كار بزرگ، كوچك، ملی، منطقهای و حتی در برخی از شهرستان های دور و نزديك در سراسر كشور كه يكی از بهترين آنها «زابل» است را، بنويسند و يا بگويند؟!. اگر هم خبری و يا مطلبی را ذكر كرده باشند بدون شك يك نوع تخريب و تحقير را در خود داشته كه به خواننده منتقل میكرده است، چنانچه اين مردمان آنچنانی اين ادعا را قبول ندارند، مستند رد آن را ارائه كنند كه نمیتوانند و چنانچه چنين بكنند، خدمتگزار شما رسماً به همين وسيله عذرخواهی خود را به همهی آنان تسليم خواهد كرد. علت اين كه اين طايفهی پرحميت و بیصداقت، نتوانسته و نمیتوانند از خدمات بزرگ و مهم ملی، استانی و منطقهای زادسر شما بنويسند و يا بگويند، اين است كه سينهی تنگ و دل پريشانشان، مالامال است از كينه و حسادت و قدرتطلبی، و چشم طمعشان دوخته شده است به آن صندلی سرخ و سبز مجلس كه نرسيدند و بعضاً هرگز نخواهند رسيد چون كه : "خشت اول چون نهد معمار كج تا ثريا میرود ديوار كج". و اگر برخی هم رسيدند امتحان خوبی پس ندادند. همان صندلی را منظور است كه قدرت دارد و قدرت هم . . . در پی دارد، تكيهزنندگان به آن صندلی احتمالاً میخواستند آن بكنند كه هرگز زادسر شما به رغم آنكه آن قدرت را به مدت دوازده سال در اختيار داشت، به انجام آنها تن در نداد و نخواهد داد، چون كه زادسر آن كرسی نمايندگی را امتحان خدا میدانسته و میداند. آری دعوا بر سر قدرت مجلس بوده و هست نه پيشرفت جيرفت و عنبرآباد، و اگر قبول ندارند حتی يك مورد بياورند كه طی سه دورهی نمايندگی بنده، جهت پيشرفت جيرفت و آبادانی عنبرآباد، به اينجانب مراجعهای حضوری و يا پستی و حتی تلفنی داشتهاند و اين نمايندهی مجلس شورای اسلامی بیتوجهی كرده است. فقط و فقط يك مورد ارائه بدهند كه طرحی و يا پيشنهادی را كه متضمن فايدهای برای جيرفتیها و عنبرآبادیها بوده است چه كتبی و چه شفاهی به زادسر شما تحويل دادهاند و نامبرده پیگيری نكرده است. برای نمونه ولو يك مورد مستند بياورند كه از زادسر شما خواستهاند كه در جلسهای كه در رابطه با تعالی و ترقی جيرفت و عنبرآباد بوده است حالا چه خصوصی و چه عمومی شركت كند و نامبرده اعتنا نكرده است. اين قبيلهی متحجر و قدرتطلب، نه اينكه از كارهای نمايندهی شما در مجلس ننوشتند و نگفتند، بلكه آنچه را كه هم او میگفت و مینوشت تحريف كرده و وارونه منعكس میكردند، اين گروهی كه با جوانمردی فاصلهی بسيار دارند، نگفتند به جز ناسزا به زادسر شما و مكتوب نساختند مگر دروغ در بارهی زادسر شما، ترويج نكردند به غير از شايعات بیاساس راجع به زادسر شما، و تا اين لحظه نيز بر اين مشی ناصواب طی طريق میكنند و نمیدانند كه خداوند جبار و منتقم از مظلوم دفاع كرده و خواهد كرد و در حقيقت نمونهی بارز آن در روز چهارشنبه مورخ 21/01/1387 در حسينيهی امام خمينی قدسسره جيرفت اتفاق افتاد كه به گمان ما جلوهای بود از دفاع خدا از سرورانی كه مظلومانه از خدمتگزار مظلوم خودشان دفاع كردند كه بهترين هديه الهی برای زادسر است. اينطايفهی بیرحم و ناعادل به چشم خود ديدند و با گوش خود شنيدند كه مردم جيرفت و عنبرآباد، خطبهها و قلمهای مسمومشان را هرگز باور نكردند. اينان در آتش بغض و تحير از عدم تأثير آنچه كه گفته و نوشته بودند قرار گرفتند و گفتند چرا مردم جيرفت و عنبرآباد در بدرقهی نوكر صادق خود، اشك محبت ریختند، حتی مخالفان هميشگی اين حقير هم اينبار سرشك محبت باريدند. حرمت شكنان بيستسالهی اين خدمتگزار واقعی مردم، كه به منزلهی عقابی تيز پرواز بود بر عملكرد مقامات، اينك به تفنگ قلم و كمان سخن نيز مسلح هستند و بعضاً بلندگوها يا دامهای ديگری نيز در اختيار دارند، عصبی و متشنج شدهاند كه چرا مشایعتكنندگان زادسر در حسينيهی امام خمينی جيرفت در روز 21/01/1387 شعار دادهاند كه : «ابوالفضل علمدار، زادسر ما را نگهدار» و همچنان به ناسزاگویی به این نمایندهی مجلس ادامه میدهند و خدمات مطرح شده را به دوران طاغوت ربط میدهند و رژيمسفاك شاه را تطهير میكنند زيرا احتمال میدادند كه ممكن است انتخابات جيرفت باطل بشود و زادسر دوباره برگردد و خواب اينان را آشفته سازد كه اگر انتخابات جيرفت باطل هم شده بود در شرايط فعلی حاكم بر كرمان و جيرفت و عنبرآباد، مطمئناً او برنمیگشت. ضمناً بدانيد كه خدمتگزار شما به سه دليل اساسی با ابطال انتخابات مخالف بود كه به شرح ذيل تقديم میگردد : دليل اول عبارت است از اينكه اگرچه منتخب دورهی هشتم با سیوچندهزار از بيش از يكصدوبيستهزار(120000) آرای مأخوذه، حائز حد نصاب مجلس رفتن شده بود و به اصطلاح اصولگرايان جيرفتی با بيش از نودهزار رأی، از به اصطلاح اصلاحطلبان جيرفتی عقب مانده بودند و چوب حسادت به زادسر و جدا شدن از او و افتراق و قدرتطلبی خود را خورده بودند، ولی جناب آقای دكتر علی اسلامیپناه مطابق فرمايش امام قدس سره كه فرمود : «ميزان رأی ملت است» منتخب اكثريت مردم شده بود، و هيچ كس سند معتبری مبنی بر تقلب توسط جناب ايشان و يا طرفدارانش ارائه نكرد. دومين دليل از اين قرار است كه در شرايط فعلی به هيچ وجه صلاح نبود كه جيرفت و عنبرآباد به مدتی نسبتاً طولانی در مجلس نماينده نداشته باشند، كه دلايل آن را شما بهتر از بنده میدانيد كه يكی از مهمترين آنعلتها، بحث استان شدن جنوب كرمان به مركزيت جيرفت است كه مخالفان قدرتمندی داشت كه حالا قویتر هم شدهاند. سومين آنها هم عبارت از خوف شديدی است كه از ابطال انتخابات متصور میشد و نطفهی شومی كه احتمالاً بسته میشد كه تاوان آن را نظام مبارك جمهوری اسلامی بايد میپرداخت و آن جنگ بين سردسيری و گرمسيری بود كه عواقب و چگونگی آن قابل بيشبينی نبود. البته صاحب اين قلم خدا را شاكر است كه تخريبكنندگان او به اشكال گوناگون زبانی و قلمی از انواع مختلف و بعضاً متضاد هستند كه برای نمونه تعدادی را فهرست مینمايد، بلی كسانی كه به خدمتگزار شما ناسزا و . و . میگفتند و میگويند عبارتند از : الف _ حامی بهائيان كافر و نجس هستند كه مخالفت بهائيان با اين طلبهی بسيجی و متعصب به دين مبين اسلام، نياز به توضيح ندارد و اين گروه منحرف و كافر در انتخابات به صورت غيرعلنی و با تمام توان عليه زادسر شما وارد ميدان شدند. ب _ میخواستند در شهر ديگری كانديدای مجلس بشوند و از ترس افشاگری زادسر شما جرأت نكردند. پ _ استاد و اربابشان آن كسی است كه مخالفت او با زادسر در جهان شهره شد و كار به ميزگرد رسانههای امريكايی و خبرگزاریهای جهانی و صهيونيستی كشيد و امثال يونايتدپرس، آسوشيتدپرس، رويترز، و راديوهای بیبیسی و فردا، هم به تأسی از اين مزدورانشان به زادسر شما ناسزاها گفتند و نوشتند و حتی در انتخابات هشتم، برابر نقل جناب آقای مختاری، در يكی از كانالهای امريكايی يكی دو شب مانده به انتخابات، توسط ع ـ ن، رسماً عليه زادسر وارد ميدان شدند و به تخريب او پرداختند. بلی استاد اين قلم به دستان مزدور، با آنهمه بيانهای كذا و كذا، سرانجام به ملكهی بريتانيا متوسل شد و قدم زدن در هايدپارك لندن را بر تمام ادعاهای دروغين خويش ترجيح داد. ت _ كسانی هستند كه در آشوب تاريخی و دشمن شاد كن كوی دانشگاه و 18 تير 1378 پادوی دشمن بودهاند. ث _ كوتولههای سياسي هستند كه میخواهند با ناسزاگويی به زادسر كه نوكری مردم را عبادت خدا میدانسته و میداند، بزرگ و مشهور بشوند. ح _ قصد داشته و دارند كهشمارگان سياهنامهی خود را افزون كنند و پول بيشتری به جيب بزنند. خ _ میخواستند كه زادسر شما پیگيری كند كه فرماندار بشوند و يا برای استاندار شدنشان مخالفت نكند. ج ـــ كسانی هستند كه طی چهار دورهمجلس كه رفيقانشان را به مجلس بردند و خوشبختانه بعد از مدتی ناتوانی و عجز آنان برملا شد، قصدشان بر اين بود كه در هياهو و غوغاسالاری سياهنامههايشان، زادسر شما را نيز ناتوان و بدون خدمت جلوه بدهند تا خود را تبرئه كرده و مردم را از اصولگرايان واقعی نااميد بگردانند كه الحمدلله موفق نشدند. د ـــ افرادی كه اعتياد داشتن آنها محرز بود و از من میخواستند كه به عنوان نمايندهی يك ملت در مجلس آنها را به گزينش ادارهی متبوعشان معرفی كنم و بنويسم كه معتاد نيستند، و يا كسی كه فرزندش با صدهاكيلو ترياك دستگير شده و حكم اعدامش را صادر كرده بودند، از وكيل شما میخواست كه به نفع او دخالت كند، و يا اشخاصی كه توقع داشتند كه نمايندهی مردم جيرفت و عنبرآباد فرزندشان را به صورت خاص در جايي مشغول نمايد و . و . تا دلت بخواهد از اين قبيل مخالفتهای واقعی وجود دارد كه در انتخاباتهای متعدد و با اشكال گوناگون از جمله؛ دروغ، تهمت، افترا، بهتان و . و . خودشان را نشان دادهاند. و بسيار است از اين گونه دلايلی كه مورد اشاره قرار گرفت كه عاقلان را اشارتی كفايت میكند. خوب است بعد از انتشار اين نوشتار به واكنشهای احتمالی امثال ذكر شدگان بالا به طرق مختلف مستقيم و غيرمستقيم، عنايت بفرماييد كه چگونه و با چه شيوههای جديدی در صدد پاسخ بر خواهند آمد. مطالبی را كه تا كنون ادعا كرديم و بعد از اين را نيز، هر كس قبول ندارد اعلام كند كه من فلانی هستم و برای رضای خدا و صلاح جيرفت و عنبرآباد و كرمان و كشور و منافع مردم، با زادسر مخالفت كردم و دلايل خودش را در محضر شما مردم عرضه كند تا زادسر شما هم مستند دلايل مخالفت ايشان را بيان كند و ثابت كند كه خدا و اسلام و جيرفت و عنبرآبادی در كار نبود بلكه . . . .!. همانگونه كه قبلاً اشاره شد، دعوا بر سر قدرت است و بس، امان از دست آن صندلی سرخ سابق و سبز لاحق كه چه میكند!. بلی، زادسر شما در حقيقت شش سال از سه دورهی غير متوالی توانسته است نمايندگی بكند زيرا هر دوره بعد از دوسال با تغيير غير مترقبهی دولت ها روبرو گرديده است. يعنی سال اول هر بار كه انتخاب شده است سال پايانی دولتی بوده است و دولت جديد هم بعد از روی كار آمدن، يكسال زمان میخواسته است تا بر اوضاع مسلط شود كه سال چهارم مجلس از راه فرا میرسيد كه به سال انتخابات مشهور است. با توجه به مطلب فوق زادسر كه گزارش كارنامهی درخشان خودش را در همهی ادوار ارائه كرده است، از اين جماعت كذايی میپرسد كه چرا اين گروهها و دوستانشان كه پانزده سال تمام كرسی جيرفت را در مجلس شورای اسلامی در اختيار داشتهاند و دولتها هم 100% با انان همراه بودند، گزارش مستند و غير قابل خدشهای را از عملكرد خودشان تسليم نكردهاند؟!. مردم عزیز، شریف و رشید جیرفت و عنبرآباد خصوصاً خانوادههای معظم شهدای عالیمقام، چنين استنباط میشود كه حس جاهطلبی و عطش قدرت اين جماعتی را كه مورد اشاره قرار داديم و شما بهتر از بنده و هر كس دیگری، آنان را میشناسید، آن ها را بر آن داشت كه سالها قبل از انتخابات 24/12/1386 سر ميدانها و گوشهی خیابانها بایستند و عابرين را التماس بكنند و همچنين در خانههای مردمان را بكوبند و در نهايت حقارت برای افراد مورد نظرشان رأی بخواهند و به خدمتگزار شما ناسزا بگويند. ای بسا بعضاً از همسرانشان نیز كمك میگرفتند و نقل است كه حتی زیر جنازهی پیر زنان روستایی هم حاضر میشدند، احتمالاً برای ثواب(!)، و هر مجلس عروسی را سرك میكشیدند و در ختنهسورانها و ایبسا جشن تولدها، حضور پيدا میكردند و بعد از توهين به خدمتگزار شما و هتك حرمت او، تقاضای خود را مطرح میساختند و متأسفانه همهی آنها بلندگو هم داشته و دارند. آری، اينان سالیان سال بر این خدمتگزار كوچك شما میتاختند و جفا روا میداشتند و تهمتها میزدند و شبنامهها مینوشتند و هر كار زشت و مذموم ديگری را انجام میدادند كه زادسر شما را از فیض خدمترسانی به ولینعمتان خویش محروم بسازند و مرتب میگفتند زادسر چكار كرده است!!، و وقتی با عدم پذيرش از سوی شما مردم فهيم روبرو میشدند، نوع تخريب را تغيير داده و لاينقطع در گوش مردمان نجوا میكردند كه زادسر خوب است، دزد نیست، حقهباز نیست، نه خودش میخورد و نه میگذارد دیگران بخورند، پركار است و . و . ولی دیگر بساش است، حالا بگذاريد دیگری برود، انگار كه مثلاً . . . . ، كه میگفتند ديگر بساش است. چون اگر چیز دیگری میگفتند شما قبول نمیكردید. اما مردم عزیز، شریف و رشید جیرفت و عنبرآباد خصوصاً خانوادههای معظم شهدای عالیمقام، بدانيد كه میدانيد، بغض، حقد و حسد اينان چنان عمیق و شدید است كه حتی جلسهی خداحافظی صمیمانه و عاشقانهی زادسر را با شما مردم باشخصیت و فرهیختهی جیرفت و عنبرآباد برنتابيدند و ناراحتند كه چرا بیش از 7 هزار نفر در حسینیهی امام خمینی ره جیرفت گرد هم آمدند و سخنرانی مستند و چندین ساعتهی خدمتگزار خويش را كه دقايق بسياری از آن، در زير باران شديد ايراد شد، استماع فرمودند و در جريان برخی از كارهای بزرگ و كوچك فرزند ناقابل و برادر كوچك خودشان در مجلس شورای اسلامی قرار گرفتند. به خدا قسم كه در آن روز تاريخی 21/01/1387 مردم بزرگوار جيرفت و عنبرآباد، برای زادسر خودشان سنگ تمام گذاشتند و پاسخ دندان شكنی به همهی آنان كه طی بيستسال گذشته عليه زادسر انواع توطئهها را اجرا كرده بودند، دادند. آری؛ اين قلم به دستان غافل از عقوبت الهی كه برای نام، نان و زمين، دستورات بعضی از بوقداران مشغول در جيرفت و عنبرآباد را اجرا میكنند و عِرض ديگران را میبرند و زحمت مؤمنين میگردند و نام آبروريزی از اهل ايمان و اسلام را كه حرمتشان از خانهی خدا هم بيشتر است، اطلاع رسانی میگذارند، بدانند كه به قول حافظ بیبديل و كمنظير "رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند" كه در ادامه میفرمايد : چو پردهدار به شمشير ميزند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند توانگرا دل درويش خود به دست آور كه مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند برين رواق زبر جد نوشتهاند به زر كه جز نكوئي اهل كرم نخواهد ماند به راستی اينان، كسانی هستند كه از بهائیهای كافر و نجس كه هر نوع داد و ستد، رفت و آمد و معاشرت با آنها حرام است، به طور غير مستقيم حمايت كرده و آنان را امين محل كار و منزل خود میدانند و به . . . مشهور شدهاند و بسیاری از مردم و فرهیختگان جیرفتی اعم از پزشكان، خبرنگاران، برخی مقامات و اقشار ديگر، بارها و بارها دروغهای بزرگ و كوچك كه مسقط عدالت است از آنان شنیدهاند و بسياری از قول و فعل ایشان را 100% متضاد یافتهاند، به زادسر شما خرده میگیرند كه زادسر چه كرده است و احتمالاً از سر كم عقلی، پا را فراتر از این گذاشته و خدمات بیشمار و بعضاً بزرگی كه جمهوری اسلامی ایران و نظام مقدس امامت و ولایت در جیرفت و عنبرآباد انجام داده است، منكر شدهاند و ساخت آنها را از قبیل «سد جیرفت» و «فرودگاه جیرفت» و . و . را زير سؤال برده و بدون دليل سخن از رژیم سفاك ستمشاهی به ميان آوردهاند و ادعاهای جدی نمایندهی برگزیدهی شما را در مجلس شورای اسلامی، «چرت» خواندهاند، لابد از باب «قياس به نفس» است كه ديگران را همانند خود پنداشتهاند. اينان حتی آن لطف بیسابقهی حدود ده نفراز خلبانان و چند نفر ديگر از دست اندركاران صنعت هوانوردی كشور را كه تا اين لحظه در تاريخ سياسی كشور چه قبل از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن نمونه ندارد، به باد ناسزا گرفته و هتاكیها كردند و دليل آنهمه پستی و دنائت خود را زن بودن چند نفر از آنان اعلام كردند كه قابل ذكر است برخی از آن خلبانهای خانم را پدران محترمشان همراهی میكردند. اين جفاپيشگان به زادسر شما فحشها دادند كه چرا از آنان كمك گرفته است و حتی تا اين لحظه يك كلمهی مستند كه اثبات كنندهی اشكال شرعی و يا عرفی آن حركت باشد را ارائه ندادهاند. اين در حالی بود كه خداوند و شهداء میدانند و شهادت آنان كفايت میكند كه اين طرح از سوی خود آن عزيزان خلبان به پاس پیگيریهای جدی زادسر شما در حلوفصل مشكلاتشان در كل كشور، مطرح شد و اين بندهی كوچك خدا هم استقبال كرد. چرا بايد آن حركت تاريخی، افتخار آفرين و به ياد ماندنی جمعی از خلبانان و مهندسان پرواز كشور جمهوری اسلامی ايران با لباس و كلاه رسمی، در حمايت منحصر به فردشان از يك طلبهی بسيجی كه حقيقتاً مايهی مباهات میباشد، توسط مشتی نابخرد، دلتنگ و چشم ناپاك، مخدوش شده و محكوم بگردد. مردم عزیز جیرفت و عنبرآباد خصوصاً خانوادههای معظم شهدای عالیمقام رضواناللهتعالیعلیهماجمعین،، با قاطعیت تمام عرضه میدارد كه تمام آنچه كه مدعيان كذايی مورد استناد اين نوشته، طی دو دههی گذشتهدر خصوص نمایندهی شما در مجلس گفتند و نوشتند (چه در تریبونهای رسمی و چه در روزنامهها و هفتهنامههای محلی و كشوری) كه منطبق با آموزههای دین مبین اسلام و شعائر قرآن نبود، دروغ است ــ دروغ، خلاف است ـ خلاف، و گزاف بود و به دور از واقعيت. بیش از ده سال است كه قلمبدستان مزدبگیر و دشمنان جیرفت و مخالفان مركز استانشدن جیرفت در شهرستانهای مختلف كرمان و حتی جیرفت، علیه زادسر شما با عناوين مختلف از جمله ؛ طنز، شعر، گويش محلی اراجيف و . و ...، در هفتهنامه ها و شبنامه ها، مینویسند و سمپاشی میكنند ولی الحمدلله موفق نشده و نمیشوند چون به فضل الهی زادسر شما تا این لحظه هیچگونه ضعف اخلاقی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و شغلی بر جای نگذاشته است و به همین جهت هم بود كه شعار جدید را ساختند و پرداختند كه آری زادسر خوب است ولی ديگر بساش است. بلی و در يك كلام و ختم اين مبحث، خدمات زادسر شما را كسی نمیتواند انكار كند مگر كسانی كه از خرد و بصیرت بیبهره باشند و با بغض و كینه چشم، گوش و دلشان را كور، كر و گِل ساخته باشند. فصل سوم : فرياد، از نوعی ديگر، (قسمت دوم)، عنوان نامهای مهم خطاب به مردم جيرفت و عنبرآباد است كه . . . فصل سوم : ذكر مشتی از خروار خدمات دوران نمايندگی شما در مجلس شورای اسلامی، تا بدانيد كه كسانی كه میگفتند زادسر شما چه كرده است، دلسوز مردم جيرفت و عنبرآباد نبودند، بلكه تشنگان قدرت صندلی مجلس بودند كه اكثرشان ره به جايی نبردند و كسانی هم كه با آن شرايطی كه شما بهتر میدانيد به مجلس رفتند در عمل گفتند ما را ياد و جيرفت و عنبرآباد را باشد فراموش .ادامهی مطلب بازدید: 1878
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |