بسمه‌تعالي

 جناب آقاي / سركار خانم

با سلام و احترام؛ دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در بخش تلخيص و بررسي كتب تاريخي، گزيده‌اي از كتاب «كهن‌ ديارا» خاطرات فرح ديبا (يا آنگونه كه وي مي‌پسندد «فرح ديبا پهلوي») را تقديم حضور مي‌نمايد.

خانم فرح ديبا بعد از سالها سكوت خاطرات خود را در سال 2004 به زبان فرانسه در پاريس منتشر ساخته است. البته ترجمه فارسي اين كتاب نيز بدون مشخص شدن نام مترجم و مقدمه‌اي كه چگونگي روند انتشار آن به فارسي را مشخص سازد، به چاپ رسيده و در خارج كشور عرضه شده است. در شناسنامه كتاب محل انتشار مشخص نيست و انتشاراتي كه مسئوليت نشر را به عهده داشته عنوان «فرزاد» را دارد. در شناسنامه كتاب نام نويسنده: Farah Diba Pahlavi  (فرح ديبا پهلوي) آمده است.

اين كتاب تاكنون در ايران انتشار نيافته، اما دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران مصمم است آن را همراه نقد تفصيلي به چاپ رساند.

«كهن ‌ديارا» از پنج بخش تشكيل شده كه هر قسمت به دوره‌اي از زندگي‌ آخرين ملكه دربار پهلوي اختصاص يافته است: دوران كودكي تا ازدواج، دوران آغاز فعاليتهايي كه پس از ورود به دربار به وي واگذار مي‌شود، دوران بيماري محمدرضا تا فرار از كشور، دوران آوارگي تا مرگ شاه و در نهايت دوران پس از شاه.

اميد آن كه گزيده حاضر بتواند شما را با كليات و محتواي اين كتاب آشنا سازد.

نشاني: تهران خيابان ايرانشهر- خيابان سپند شرقي، كوچه خوارزمي، پلاك 2

تلفن: 88813371- 88323843-83238448-88309192

نقد و نظر دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران

 

خاطرات رمان‌گونه خانم فرح ديبا به دليل بهره‌گيري از توان حرفه‌اي عناصر برجسته‌ تبليغاتي دوران پهلوي دوم، هرچند به لحاظ نثر و نوع تنظيم از قوتهايي برخوردار شده، اما همين مسئله آن‌ را به طور كلي از چارچوب و قواعد خاطره‌نويسي به ويژه پس از دوراني كه اين خانم بر سر راه محمدرضا پهلوي قرار مي‌گيرد، خارج ساخته است. اين رويكرد، بعلاوه بيان خاطرات به زبان فرانسه توسط خانم ديبا آن را به يك اثر هنرمندانه! با ريتم عاطفي براي تأثيرگذاري بر مخاطب غيرايراني نزديك كرده است، اما تنظيم‌‌كنندگان خاطرات ظاهراً به اين مسئله چندان توجه نداشته‌اند كه در نهايت، زماني (بعد از برگردان خاطرات به فارسي) ايرانيان ولو به صورت مخاطب دست دوم، از خوانندگان اين اثر خواهند بود.

در اين صورت اين سؤال به ذهن خواننده ايراني كتاب خطور خواهد كرد كه:چرا خانم ديبا بعد از سالها سكوت در اين زمينه و پاسخ ندادن به بحثهايي كه از سوي خانواده همسرش و برخي درباريان در مورد وي مطرح شده است، اكنون كه لب به سخن گشوده و بنا را ولو به ظاهر بر بازگو كردن حقايق و واقعيتهاي تاريخي و آنچه بر ملت ايران در دوران پهلوي‌ها گذشته، نهاده، به زبان فرانسه و براي مخاطب غيرايراني سخن گفته است؟ديگر اينكه خانم فرح ديبا براي تبرئه خود و به تبع آن پهلو‌ي‌ها نزد خارجيان، حاضر به پرداخت چه هزينه‌اي و از چه محلي شده است؟ هرچند توليد يك اثر تبليغي پيرامون تاريخ ايران براي خارجيان به نظر سهل مي‌رسد، اما همين سهل‌انگاري مشاوران تبليغاتي همسر سوم محمدرضا موجب بروز تناقضات فراواني شده كه يكي از اهداف آن، ارائه تصويري بسيار غيرواقعي از فهم و درك سياسي و اجتماعي ملت ايران است.

 در حالي كه، براي مخاطب ايراني اثر، اين سؤال مطرح مي‌شود كه چرا خانم ديبا براي تبرئه خود، ملت ايران را (البته زماني كه از سلطنت و پهلوي‌ها روي مي‌گردانند) جماعتي معرفي مي‌كند كه حتي قدرت تميز بد و خوب را در ساده‌ترين اشكال آن هم ندارد؟ زيرا ايرانيان در اواخر دودمان پهلوي ملتي ترسيم مي‌شوند كه به لحاظ سياسي، اقتصادي و اجتماعي، تفاوت بين عملكرد اميركبيرها و شاهان خودكامه را درك نمي‌كنند و اصولاً تفاوت بين خادم و خائن را نمي‌دانند.

 آيا چنين نسبتهايي به يك ملت دادن، بهاي ناچيزي است كه خانم ديبا براي تطهير گذشته خود و دربار پهلوي پرداخته است؟ اگر دوران پهلوي‌ها آن‌گونه بوده است كه خانم ديبا براي مخاطب فرانسوي خود ترسيم مي‌كند، از چه رو ملت ايران يكپارچه در يك قيام سراسري و پرهزينه به حاكميت آنان پايان داد؟ آيا سرمستي و از خود بي‌خود شدن ناشي از رفاه، آسايش، آزادي و عزت بيش از حد، پير و جوان، زن و مرد، روشنفكر و عامي، كارگر و بازاري و خلاصه همه و همه را به خيابانها كشانيد و در برابر نيروهاي تا دندان مسلح و بويژه گارد شاهنشاهي خشن و سركوبگر قرار داد؟آيا جان به لب شدن همه اقشار ملت ناشي از عملكرد خادمانه پهلوي‌ها بود؟ به اين جمله محمدرضا پهلوي كه توسط مشاور شخص خانم ديبا نقل شده است دقت كنيم: «با اين تظاهركنندگاني كه از مرگ هراسي ندارند چه كار مي‌توان كرد، حتي انگار، گلوله آنها را جذب مي‌كند». (از كاخ شاه تا زندان اوين، نوشته احسان نراقي، انتشارات رسا، چاپ اول، ص154) آيا اين حالات مي‌تواند مربوط به يك ملت رفاه زده و محترم شمرده شده، باشد؟ ملتي ديگر از مرگ نمي‌هراسد كه به تعبير عاميانه كارد به استخوانش رسيده باشد، نه اينكه در آستانه رسيدن به تمدني بزرگ قرار داشته باشد آن‌گونه كه خانم فرح ديبا ترسيم مي‌كند.براي نمونه خانم ديبا خود و خانواده پهلوي را آنچنان ساده‌ زيست معرفي مي‌كند كه گويا مردم ايران مي‌بايست جن زده شده باشند كه از چنين حكمرانان فرهيخته‌اي رويگردان شدند.

اين عبارت مشاور خانم فرح شايد گوياي بخشي از واقعيت باشد: «اين تغيير نام ناگهاني بيمارستان «مادر» عميقاً، شاه را جريحه‌دار كرده بود و اگرچه جملاتي نسبتاً آرام‌بخش به او گفتم، اما بر اين باور بودم كه جدائي شاه و ملت ايران براي هميشه صورت گرفته است، زيرا تغيير رفتار ناگهاني كاركنان بيمارستاني كه به وسيله دربار و دفتر مادر شاه اداره مي‌شده و او آنها را استخدام كرده بود، نه به يك حزب سياسي بستگي داشت و نه به توطئه بين‌المللي. اين به آن معني بود كه همه چيز از درون درهم مي‌ريزد و اين تمام كشور است كه از سلطنت روي گردانيده و به طور آشتي ناپذيري رابطه‌هايش را با آن گسسته است.»(همان، ص241) علت شكل‌گيري چنين شرايطي در ايران آن روز ريشه در تجزيه و تحليل چنين ساله ملت ايران به ويژه بعد از كودتاي آمريكايي 28 مرداد داشت كه در ادامه بحث به تفصيل به آن خواهيم پرداخت.

 اما آن‌گونه كه به نام خانم فرح ديبا در اين كتاب عنوان شده است محل سكونت محمدرضا پهلوي از هيچ‌گونه وسيله خنك كننده برخوردار نبوده و خانواده ايشان همانند طبقات محروم در تابستانها در سختي به سر مي‌برده‌اند. آنها در تختخوابهاي كوچك و محقرانه‌اي استراحت مي‌كرده‌اند كه هر آن خوف آن وجود داشته كه با كمترين تكاني به پايين پرتاب شوند و... البته شايد خواننده خارجي و بي‌اطلاع از زندگي بسيار اشرافي و حتي افراطي پهلوي‌ها (از نوع تازه به دوران رسيده‌ها) اين ادعاها را بپذيرد كه تا حدودي مي‌توان گفت بعيد به نظر مي‌رسد، اما براي مخاطب ايراني كه دستكم از كاخهاي پهلوي‌ها كه اكنون به صورت موزه درآمده بازديد كرده و مسائل اينچنيني را (كه در مقايسه با كل نسبت عملكرد پهلوي‌ها از اهميت چنداني برخوردار نيست) از نزديك ديده است، اين ادعاها چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ خوشبختانه پهلوي‌ها كه ميلياردها دلار پول و جواهرات و اشياء قيمتي را از ايران خارج ساختند، نتوانسته‌اند كاخها و تجهيزات سنگين و حجيم داخلي آنها را با خود ببرند و بنابراين اينك زمينه قضاوتي مستند براي ايرانيها به سهولت فراهم است.

 به اين ترتيب بايد گفت مشكل خانم ديبا از آنجا آغاز مي‌شود كه مخاطب خاطرات خود را خارجي‌ها فرض كرده‌ است، وگرنه اگر خاطراتي به رشته تحرير درمي‌آمد كه نگارنده طي آن براي ايرانيها ارزش قائل مي‌شد و آنان مخاطب اصلي قرار مي‌گرفتند بدون شك تناقضات اينچنيني كمتر بروز مي‌كرد؛ زيرا در اين صورت مشاوران ناگزير مي‌شدند براي نزديك‌تر كردن خاطرات به مسلمات و محكمات تاريخي تلاش بيشتري داشته باشند. همچنين در اين صورت اولويتها در بيان مسائل درهم نمي‌آميخت، موضوعات عمدتاً حاشيه‌اي در كانون توجه قرار نمي‌گرفت و مسائل كلان و اساسي كشور آن‌گونه كه خوانندگان ايراني انتظار آن را داشته‌اند عرضه مي‌شد.

خانم فرح ديبا بعد از فراري شدن دو ملكه قبلي، سالهاي مديدي در دربار پررمز و رازي زيسته كه كانون بسياري از فتنه‌ها از قبيل مشاركت با بيگانگان در كودتاي 28 مرداد عليه دولت قانوني دكتر مصدق و زدوبندهاي سياسي و اقتصادي و... بوده است. همچنين عوامل خارجي مانند «ارنست پرون‌ها» نيز از يك سو و «علم‌ها» از سوي ديگر به عنوان عناصر بومي وابسته به سرويسهاي اطلاعاتي انگليس و آمريكا در پناه دربار، شبكه در هم تنيده‌اي را در كشور به وجود آورده بودند كه انجام هر اقدامي را برايشان ممكن مي‌ساخت. اتصال شبكه اصلي توزيع مواد مخدر به دربار، ايفاي نقش محوري در خارج ساختن اشياي عتيقه و دفينه‌هاي فرهنگي و قاچاق اين آثار گرانبهاي تاريخي به خارج، دريافت رشوه‌هاي كلان در قبال قراردادهايي كه به نفع جامعه ايران نبود، همه و همه صرفاً در يك جمله و آن هم با ايما و اشاره در اين خاطرات آمده است: «پيدا كردن جايي كه در ميان برادر شوهرها و خواهرشوهرها به من تعلق مي‌گرفت، دشوار بود. خصوصاً كه هر يك از آنها سخت پاي بند مقامات و امتيازات خود بودند.

 در اين زمان بود كه به معناي نگراني‌هاي مادرم پي بردم. دخترش كه هنوز موجودي ساده بود، چگونه مي‌توانست در درباري كه جولانگاه متملقان و محل تحركات گوناگون بود، زندگي كند؟»(ص96) خانم فرح ديبا حتي يك نمونه از اين تحريكات گوناگون را در طول خاطرات خود بازگو نمي‌كند در حالي كه حتي خواننده معمولي نيز براي قضاوت در اين زمينه‌ها منابع خاطراتي فراواني پيش رو دارد كه دستكم برخي از آنها براي تطهير ايشان و دربار به نگارش درآمده‌اند.

برخلاف رويه در پيش گرفته شده در اين خاطرات يعني رويه صرفاً تبليغاتي در ديگر خاطرات شمه‌اي از مسائل دربار بيان شده است. براي نمونه آقاي عباس ميلاني در اين زمينه به نقل از نخست‌وزير 13 ساله پهلوي دوم مي‌نويسد: «به نظر هويدا، دربار تشكيلاتي سخت نامنظم داشت و در چنبره سنت‌هاي خشك و پوسيده از يك سو، و دارودسته‌هاي سودجوي خودمحور از سوي ديگر گرفتار بود. به يكي از دوستانش در همان زمان گفته بود: دستگاه دولت فقط فاسد بود، حال آن كه دربار يك لانه افعي واقعي است.»(معماي هويدا، چاپ چهارم، ص 379) براساس همين منابع تلاش خانم ديبا براي سرپوش گذاردن بر مسائل پهلوي‌ها بي‌اثر مي‌شود و اين مجموعه خاطرات نمي‌تواند در رقابت با ديگر آثار موجود، جايگاه مؤثري بيابد.

 ورود بسيار دير هنگام همسر سوم محمدرضا به عرصه خاطره‌نگاري گرچه يك امتياز براي وي به حساب مي‌آيد. (زيرا بعد از گذشت بيش از ربع قرن از سقوط دودمان پهلوي اكنون با تكيه به عامل نسيان و فراموشي، زمينه براي وارونه‌گويي و جعل حقايق به زعم ايشان فراهم شده است)، اما همان‌طور كه اشاره شد طي اين مدت خاطرات زيادي از زبان ديگر صحنه‌گردانان به چاپ رسيده است كه هر يك گوشه‌هايي از واقعيتهاي دوران اقتدار اين خانم و همسرش را روشن مي‌سازد و تعارض آشكار ادعاهاي خانم ديبا با مطالب مطرح شده از سوي درباريان و حتي مشاور شخصي وي، محك ارزشمندي  براي اهل دقت و نظر، خواهد بود. البته ناگفته‌ نماند كه برخي معتقدند انگيزه اين‌گونه جعل واقعيتها، نگاه به آينده است، زيرا با وجود گذشت سه دهه، هنوز دو نسل در جامعه در قيد حياتند كه شاهد ماجراهاي آن دوران بوده‌اند و وارونه‌سازي حقايق تاريخي براي آنان كاري صعب و ناممكن مي‌نمايد. از اين رو به نظر مي‌رسد قضاوت امروز اين دو نسل چندان براي طراحان اين‌گونه خاطرات در درجه اول اهميت قرار ندارد، بلكه مهم، ذهنيت سازيهاي مجعول براي آيندگان است.

 دقيقاً برهمين اساس است كه تمامي ضعفهايي كه منجر به سقوط رژيم پهلوي شد احصا شده و تمام اهتمام‌ها بر تطهير آنها گذاشته شده است. هرچند خاطرات بازگو شده از جانب خانم فرح ديبا موضوعات داراي اولويتي براي محققان و تاريخ‌پژوهان در بر ندارد و صرفاً تلاشي براي جعل موضوعاتي است كه به دليل وفور مدرك و اسناد، به سهولت قابل كتمان و تحريف نخواهد بود، اما از آنجا كه شايد برخي از نسل سوميها به دليل عدم عادت به مطالعه، با ساير منابع مواجه نشده باشند، ادعاهاي مطرح شده در اين كتاب را با پاره‌اي از اظهارات ديگر صاحب‌منصبان گذشته حول چند محور محك مي‌زنيم:

1- ساده زيستي:

خانم فرح ديبا در اين كتاب ادعاي غريبي را در مورد ساده‌زيستي در دربار پهلوي و اينكه وي و همسرش در زمان فرار از ايران به جز چند جفت كفش كهنه، پوستر ستار، ديگهاي مسي و... چيزي ديگري خارج نكرده‌اند مطرح مي‌سازد. البته پرداختن به اين موضوع براي كساني كه از حرص و ولع سيري ناپذير پهلوي‌ها در ثروت‌اندوزي مطلع‌اند شايد تا حدودي كسالت‌‌آور باشد، اما براي اطلاع مخاطبان جوان - كه اين نوع خاطرات آنها را هدف قرار مي‌دهد - ارائه توضيحاتي خالي از لطف نخواهد بود: «با خودم فكر مي‌كردم كه ديگر چه چيزي را بايد برد. به ياد دارم كه ناگهان همه حواسم متوجه پوتيني شد كه همواره در راه‌پيمايي‌ها به پا داشتم... خداي من چگونه به اين فكر نيافتاده بودم كه چنين كفشي را مي‌توان در هركجاي دنيا يافت...»(صص 16-15) همچنين مكالمه تلفني خانم فرح ديبا با يكي از فرزندانش كه مدتها پيش از ايشان به آمريكا اعزام شده بود اين‌گونه انعكاس مي‌يابد: «ناناز جون (فرحناز) چي دلت مي‌خواد يادگاري از اطاقت بياورم؟ به من بگو. با تعجب در پاسخ شنيدم كه پوستر كنسرت ستار خواننده محبوب ايراني را كه در جايي مناسب بر ديوار اطاقش نصب كرده بود مي‌خواهد و ديگر هيچ. درست همانطور كه درباره پوتين‌ يادآور شدم، وعده بردن اين پوستر به او اطمينان مي‌داد...»(ص17)«بالاخره آشپزمان نيزبه اين جمع اضافه شد. او كه پيش‌بيني مي‌كرد به اين زوديها به ايران باز نخواهد گشت و نخواهد توانست عادات غذايي خود را حفظ نمايد، مجموعه‌اي از ديگ‌هاي مسي و كيسه‌هاي محتوي حبوبات و برنج را با خود آورده بود»(ص21) ايشان همچنين در مورد وضع زندگي خود و همسرش در دوران سلطنت بر ايران مطالب خواندني! ديگري را مطرح مي‌سازد: «سكونت‌گاه تابستاني ما خانه‌اي بود محقر و بدون وسايل آسايش لازم. حتي تختخواب شخصي من طوري بود كه مي‌بايست مواظب باشم از روي تخت به زمين نيافتم.

اما عليرغم همه اين اشكالات، ما از زندگي دو نفري و بودن با هم لذت مي‌برديم».(ص182)در مورد ساختن كاخي جديد در تهران علي‌رغم وجود چندين كاخ براي تك، تك افراد خانواده صرفاً در تهران خانم فرح ديبا مي‌افزايد: «همواره نگران بالا رفتن هزينه‌هاي شخصي بودم و به همين جهت با ايجاد تأسيسات تهويه مطبوع در اين كاخ مخالفت كردم بخصوص كه تابستانها معمولاً به كاخ سعد‌آباد كه خنك‌تر بود مي‌رفتيم. مخالفت من كار درستي نبود و مهندس معمار نيز اين موضوع را به من گوشزد كرد هرچند من در نهان از اين سرسختي خود در مقابل تجمل راضي و خوشنود بودم، اما چون ديوارهاي كاخ در مقابل حرارت عايق‌بندي نشده بودند، ما در تابستان‌ها از گرما رنج مي‌برديم.‌»(صص 160-159) «من با هرگونه مالكيت در خارج از مرزهاي ايران مخالف بودم همين طور با گذراندن تعطيلات در خارج از مملكت».(ص184)اما اينك ببينيم ديگر نزديكان به دربار و خانواده پهلوي در اين زمينه چه مي‌گويند.

احسان نراقي كه «مدت بيست سال مشاور خانم فرح و از خويشاوندانش بوده و هر هفته وي را به طور خصوصي ملاقات مي‌كرده است» در كتاب خاطرات خود در مورد املاك زيادي كه در غرب توسط محمدرضا خريداري شده بود مي‌گويد:

نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

از امام جمعه نترس و...جیرفت دفاع کنید

از امام جمعه نترس و...جیرفت دفاع کنید ببینید سردمداران حزب اعتدال و توسعه، با امام جمعه محترمی که بنا بر مسموعات موسم انتخابات، که ان‌شاءالله محکوم به صحت نباشند، به عنوان حامی نامزد رسمی و قطعی حزب اعتدال و توسعه استان کرمان، در شهرستان‌های جیرفت و عنبرآباد، مطرحش ساختند، چقدر...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید مواظب باشید.

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...

فضای مجازی، فضای بازی است نه عمل،

فضای مجازی، فضای بازی است نه عمل، فضای مجازی، فضای بازی است نه عمل، اتحاد فضای مجازی، بادی است نه اعتقادی. همه اهل فضای مجازی، فضای مجازی را، اولاً دروغ می‌دانند و سرکاری، ثانیاً به موارد احتمالاً درست آن هم خیلی وقعی نمی‌نهند، کما اینکه در ایران و جهان اجمالاً چنین است. حکومت جمهوری مقتدر اسلامی را...