یک روز از آن روزهای که شما در اسدآباد بودید و قصد رفتن به مسجد شهر را داشتید، آن سمت خیابان شاهد یکی از کارهای شایسته و تحسین برانگیزتان بودم. به چشم دیدم که چطور پیکانی که در وسط خیابان خاموش شده بود را به کمک دو نفر هل دادید تا روشن شود. تصور اینکه شما که امام جمعه یک شهر دست به این اقدام بزنید در باورم نمی‌گنجید. لطفا مردم عزیز وبا وفای جیرفت و عنبرآباد بخوانند و اسدآبادی‌ها فرهیخته و اهل قلم بنگارند؛

ادامه . . .

 

 

باسمه تعالی

حاج آقا زادسرجیرفتی

         با سلام و عرض ارادت خدمت حضرتعالی

بر خود لازم دیدم خاطراتی از شما که هر روز با من است و در ذهنم تداعی می‌شود را برایتان بازگو کنم، شاید بازگویی این خاطرات به یادماندنی، ما را هم در خاطر شما بگنجاند.

یکی از روزهای [1388/05/16، برابر با روز مبارک نیمه شعبان] سال 88 بود، [هفته‌ی بعد از خداحافظی بسیار غیر مترقبه‌ و شگفت‌انگیز امام جمعه‌ی اسبق دیار سید جمال‌الدین‌ اسدآبادی] می‌گذشت که چشم‌هایمان به جمال شما روشن شد.

         دورادور از خصوصیات و عملکردهای شما شنیده بودیم، اما در باورمان نمی گنجید شخصیتی که چندین [سه]دوره نماینده مجلس بوده است، حال در جایگاه امام جمعه شهرستان این گونه عاشقانه و با اقتدار فعالیت کند.

نمایندگان را دیده و می‌بینیم که قبل از انتخابات چطور التماس مردم کرده و حتی به پایشان می‌افتند و از یک رأی هم نمی‌گذرند و اما بعد از اینکه منتخب مردم در مجلس شدند، دیگر سراغی از مردم نمی‌گیرند، طوری که گویی تنها آن یک رأی ارزش داشته نه خود مردم.

بنابراین بعید می‌دانستیم شخصیتی که چند دوره در مجلس حضور داشته، بتواند در جایگاه امامت جمعه با مردم خو بگیرد و گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات مردم داشته باشد، اما با ورود شما به اسدآباد و در مقام امامت جمعه این شهر، با آن گفتارهای دلنشین و رفتارهای پسنیده و مردمی که شما داشتید که حتی فرقی بین افراد جامعه چه مسئول و چه فرد عادی نگذاشتید و همه را با یک دید می‌دیدید، به این باور رسیدیم که هستند کسانی که عملکردشان به دل بنشیند و فراموش نشود.

آری هستند نمایندگانی که تنها رأی مردم برایشان مهم نباشد و مردم را به دیده منت بر سر چشم‌هایشان بگذارند و یاری‌گر نیازمندان باشند.

نمی گویم که امامان جمعه قبلی گامی برای اسدآباد برنداشتند و یا احترامی از مردم نگرفتند اما نباید این نکته را فراموش کرد که رفتار و گفتار شما با مردم طوری بود که گویی شما هم جزء مردم هستید و البته این روزها هستند کسانی که مسئولیتی به دست می‌گیرند، همه چیز را به فراموشی می‌سپارند.

رفتار شما با مردم خودمانی بود و در عین ساده زیستی، به روز زندگی می‌کردید، از کسانی هم که در جلساتی همراه شما بوده و شاهد غذا خوردنتان بودند، می‌شنیدم تا زمانی که در این شهر خدمت کردید، حتی پرخوری در وعده غذایی‌تان نبود چه برسد به دیگر کارها که شاید کمترین مسئولان از آن ابا دارند.

یادم است که شما مسیر دفترتان تا مسجد جامع شهر را برای اقامه نماز پیاده طی می‌نمودید و این در حالی بود که از امامان جمعه قبلی یا مسئولان شاهد چنین امری نبودیم و همیشه یک راننده و یا یک سرباز همراه آنان بوده است.

به نظرم این امر بسیار کار بزرگی است که خود را همرنگ جماعت دانسته و پا به پای افراد جامعه پیاده آن مسیر را طی می‌کردید و روحیه با نشاطی را با توجه به سن و سالتان در شما می‌دیدم و به هر حال این حرکت شما وجهه خوبی در بین مردم داشت و بارها از مردم شنیده بودم.

رفتاری که شما با سربازتان در محل کارتان داشتید، طوری بود که گویی پسر خودتان سرباز است و امکانات خوبی را برای آنان تأمین کرده بودید و این در حالی بود که سربازانی که قبلا" آنجا خدمت می‌کردند و از آن بی بهره بودند.

یک روز از آن روزهای که شما در اسدآباد بودید و قصد رفتن به مسجد شهر را داشتید، آن سمت خیابان شاهد یکی از کارهای شایسته و تحسین برانگیزتان بودم. به چشم دیدم که چطور پیکانی که در وسط خیابان خاموش شده بود را به کمک دو نفر هل دادید تا روشن شود. تصور اینکه شما که امام جمعه یک شهر دست به این اقدام بزنید در باورم نمی‌گنجید.

یادم نمی‌رود که نام سید جمال‌ادین اسدآبادی را چه طور بر زبان جاری می‌کردید و در یکی از خطبه هایتان تاکید کردید مردم نام این شخصیت پر آوازه را با گفتن آقا سید جمال بر زبان بیاورند. زمانی که نام آقا سید جمال اسدآبادی در یونسکو با نام آقا سید جمال افغانی به ثبت رسید در تماسی که با شما داشتیم یادم است که چقدر ناراحت شدید و غبطه خوردید و اما مسئولان ما در سطح کشور و شهرستان حتی کاری از پیش نبردند و حتی در همان سال این امر رخ داد، همایشی ناقابلی هم برای این شخصیت بزرگ نگرفتند.

از دیگر خاطراتی که از شما به یاد دارم، زمانی بود که شما هشداری به مردم در خصوص فاضلاب شهر دادید و از ما خواستید که دست به قلم شویم و مردم را با این معضل بزرگ آشنا و هشداری به آنان دهیم. زمانی که شما با احترام به یاد ماندنی از خبرنگار و عکاس فارس استقبال کردید و همیشه از شما به خوبی یاد می‌کنند.

امروز که این خاطرات را قلم زدم هنوز خبرنگارم و شاهد بی احترامی و بی توجهی مسئولان، شما به خوبی از وجود یک خبرنگار و قلمش یاد میکردید و احترام خاصی را قائل بودید. این روزها غبطه آن ایام به یادماندنی را زیاد می‌خوریم و ای کاش زمان به عقب برمی‌گشت تا بیشتر از وجود شما بهره می‌بردیم.

طی چند سالی که شما از این شهر بار سفر بسته و رفتید احترام به جماعت خبرنگار هم به فراموشی سپرده شد و شاید در روزی که به نام خبرنگار است، کمتر کسی به یاد ماست و زحمات و تلاش‌های ما قدرمی‌نهد ، کمتر مسئولی هدیه نا قابلی را به ما اهدا می کند.

         البته ناگفته نماند بنده که در این مسیر گام نهاده ام تنها هدفم حل مشکلی از مشکلات مردم و شهر است هر چند که حقوق ما چیزی که به ما می دهند کفاف حتی کرایه رفت و آمد ما را هم نمی دهد اما چه کنیم که رسیدن به جایگاه بالاتر و مادیات را فدای اهدافمان کرده ایم و امید داریم که خدا پاسخ این تلاش‌مان را دهد.

یادم می‌آید که وقتی با مسئولان بری افتتاح پروژه ای از درب فرمانداری سوار بر ماشین شدیم که حرکت کنیم شما پیاده شدید و از مسئولان گلایه کردید که چرا خبرنگاران سوار بر پیکان شده اند و به ما هم گفتید که احترام شما اینقدر است که به این ماشین مدل پایین سوار شوید. آنجا بود که ما به خودمان بالیدیم و آن لحظه از خاطرمان نمی‌رود.

ما زمانی که احساس میکنیم که مسئولی در کار خود کوتاهی میکند و یا با رفتار و کردار خود به جماعت خبرنگار بی احترامی می‌کند، یاد احترام خاص شما برای خبرنگاران می افتیم و آن لحظه و خاطرات را تداعی و بازگو می‌کنیم.

سرتان را درد آوردم و البته این بخشی از خاطرات شما در ذهن و یاد ماست که قلم ناقصم آن را به رشته تحریر درآورده و امیدوارم که هر جا که هستید سلامت، تندرست و در کنار خانواده محترمان شاد و سرزنده باشید.

لیلا نظری‌فرهودی

کوچک شما در اسدآباد

خبرنگار

با سپاس فراوان

1393/12/28

https://mail.google.com/mail/u/0/#inbox/14c30b78f4a9cd84

==============

            راستش من به عنوان یک خبرنگار در طول این مدت 10 ماه تمام حرکات، رفتار، صحبت ها، و برخورد امام جمعه را به صورت دقیق زیر نظر دارم و بعد از این مدت و با بررسی  تمام جوانب و کارهایی که ایشان در طول این مدت کوتاه برای شهرستان انجام داده است واقعا به این نتیجه رسیدم تنها کسی که بتواند این شهرستان را از این وضعیت نجات دهد همین امام جمعه است http://www.blogfa.com/photo/h/hgohari88.jpgادامه . . .

شهرستان اسدآباد با جمعيت بيش از 110 هزار نفر در غرب استان همدان واقع شده است. شغل مردم اين منطقه بيشتر كشاورزي و دامداري است و مي‌شود گفت بخش عمده‌اي از جمعيت اين شهرستان به كارگري مشغول هستند كه بعضاً به دليل نبود كارخانه‌هاي مادر مجبورا براي كار به استان‌هاي همجوار بروند.

 آمار بالاي اعتياد و طلاق، حكايت از بيكاري بالاي اين شهرستان دارد. علت تمام اين عقب افتادگي‌هاي اين شهرستان كه زادگاه بزرگ مرد تاريخ سيد جمال‌الدين است، هماهنگ نبودن مسئولان سه قوه يعني امام جمعه، فرماندار و نماينده در گذشته بوده است.

 اكثريت قاطع امامان جمعه اين شهرستان خواسته يا ناخواسته در مسير گروه‌ها حركت مي‌كردند. راستش مردم اسدآباد ديگر از اين همه اختلاف و بي‌تكليفي مسئولان و قول‌هاي بدون عمل آنها خسته شدند و همواره كساني كه از آتش اختلافات نمايندگان اين شهر بي‌نصيب نمانده بودند دست به دعا بودند و از خدا مي‌خواستند خودش معجزه‌اي كند و مردم را از اين گرفتاري بزرگ رها كند.

 عده‌ي كثيري نيز مجبور شدند از اين شهر به مركز استان مهاجرت كنند. طوري شده بود كه ديگر مردم به وجود اين همه مشكل و اختلاف بين گروه‌هاي خاص عادت كرده بودند. مردمي كه نقش بسزايي در پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس داشتند و بيش از 400 شهيد در راه اين انقلاب تقديم كردند. اين سوال همواره در ذهن مردم بود و آن اينكه اي كاش مسئولان به جاي دعواهاي سياسي  كمي هم به فكر رفع مشكلات مردم بودند.

 خلاصه اينكه در چند ماه پيش خبر از آمدن يك امام جمعه جديد بر سر زبان‌ها افتاد، راستش مردم مثل گذشته نگران بودند كه خدايا قرار است چه كسي را به عنوان امام جمعه انتخاب كنند.

تا اينكه خبر آمدن حجت‌السلام و المسلمين علي زادسرجيرفتي نگاه‌ها و فكرهاي مردم را به خودش مشغول كرد، واقعيت بود كه مردم اسدآباد يك پارچه دعا مي‌كردند و از خدا مي‌خواستند كه اين امام جمعه با ديگران فرق اساسي و ريشه‌اي داشته باشد.

مردم براي اين‌كه از افكار، رفتار، اخلاق، منش و خصوصيات حقيقي و حقوقي حاج‌آقا‌زارسرجيرفتی با خبر بشوند در حد امكان براي شنيدن اولين خطبه‌هاي نماز جمعه وارد مسجد جامع شدند. راستش مردم نگران بودند كه حاج آقا زادسرجيرفتی، سه دوره نماينده مجلس بودند و احساس مي‌كردند كه نتواند از عهده اين رسالت بزرگ بر‌آيد. بعد از ايراد اولين نماز‌جمعه، اظهار نظرها شروع شد و يادم هست هر كس يك حرفي مي‌زد بعضي‌ها منفي و بعضي‌ها مثبت، راستش مردم نياز به فرصت براي فكر كردن و تصميم گرفتن داشتند بعضي‌ها كه عده‌ي آنها اندك است فقط به دنبال اختلاف افكني بودند و الان هم با حرف و حديث‌هاي زياد دنبال اختلاف در بين مردم هستند.

واقعيت امر را ‌مي‌خواهيد بعضي‌ها از درون اين اختلافات به نان و نوايي رسيده بودند.

امام جمعه‌ي اسدآباد بعد از گذشت دو ماه و جمع‌آوري اطلاعات و صحبت با مردم كم‌كم به اخلاق و رفتار مردم اسدآباد آشنا شد. يادم هست روزهاي اول كه حاج‌آقا زادسرجيرفتی در دفتر مستقر شدند ماشيني را كه مربوط به حوزه برادران بود تحويل دادند و بسياري از حساب‌هاي متفرقه را بستند. و يك حساب واحد در صندق قرض‌الحسنه مهديه با امضاي سه نفر افتتاح كردند. هر چه بيشتر جلو مي‌رويم محبوبيت امام جمعه‌ي اسدآباد بيشتر مي‌شود به دلايل مختلف از جمله ساده زيستي، ارتباط صميمي و دوستانه با تمام اقشار مردم، حضور در داخل شهر و بين مردم به صورت پياده، پياده رفتن به نماز، حذف كليه تشريفات اداري  و امكاناتي، راستگويي، صداقت، پاكي و نجابت، سركشي به خانواده‌هاي محروم و نيازمند، ارتباط و تعامل با فرماندار و نماينده به صورتي كه براي مردم اسدآباد اينگونه رفتارها تازگي دارد.

خلاصه هر چه جلوتر مي‌رويم بر جمعيت نمازگزاران افزوده مي‌شود. حضور نسل جوان در نمازهاي جمعه بسيار چشم‌گير است. لازم به ذكر است اولين امام جمعه‌اي كه هر سه وعده نماز جماعت را برگزار مي‌كند و نماز جمعه را ظرف 45 دقيقه به اتمام مي‌رساند ايشان مي‌باشند.

امام جمعه‌ي اسدآباد در طول اين مدت كوتاه كارهاي بزرگي انجام داده‌اند از جمله گرفتن 10 هكتار، و 14 هزار‌متر زمين از مسكن و شهرسازي به ترتيب براي ساخت مصلا و حوزه علميه كه يك كار بزرگ و بي‌نظير است.كمك به مراكز فرهنگي، هنري و مساجد و هيات‌هاي قرآني و ورزشي از اقدامات اساسي امام جمعه‌ي اسدآباد به شمار مي‌رود رايزني با مسئولان ارشد كشور براي حل معضلات بيكاري، فاضلاب و غيره است خلاصه اينكه الان با هر كس برخورد مي كنيم مي‌گويد حضور امام جمعه‌ي اسدآباد بعد از تحمل اين همه مشكلات معجزه الهي و توجه ويژه رهبر فقيه به زادگاه سيد جمال الدين اسدآبادي بوده است.

از ديگر خصوصيات منحصر به فرد امام جمعه‌ي اسدآباد  سوار شدن بر تاكسي، رسانه‌اي كردن اسدآباد و پيگيري مشكلات عمومي مردم، و خواندن دعاي كميل در 20 دقيقه و انجام كار اينترنت و پيگيري اخبار و تشويق جوانان اسدآباد به متصل شدن به اينترنت جهت مقابله با جنگ نرم دشمن است. يكي ديگر از كارهاي بزرگ و كم سابقه امام جمعه‌ي اسدآباد پيگيري مقيم‌شدن مسئولان در اسدآباد مي‌باشد كه به شدت مورد حمايت و خواست عمومي مردم واقع شده است لازم به ذكر است امام جمعه‌ي اسدآباد يكي از دلايل عقب ماندگي اسدآباد را در سطوح مختلف مقيم نبودن مسئولان دانسته و اين موضوع را با جديت دنبال مي‌كند. نمونه آن رئيس بنياد شهيد اسدآباد به خاطر اينكه نتوانست مقيم اسدآباد شود مديريت را به شخص ديگري واگذار كرد كه امام جمعه‌ي اسدآباد در نماز جمعه او را يك الگوي عملي براي ديگر مسئولان دانست و از او با اهداء سكه بهار آزادي و يك جلد قرآن مجيد تقدير كرد.

لازم به ذكر است قبل از ورود حجت السلام و المسلمين زادسرجيرفتی به اين شهرستان اخبار اسدآباد صفر بود و در صورت وجود اخبار منعكس نمي شد كه در حال حاضر اخبار اين شهرستان افزايش چشم‌گيري داشته است.

 مردم اسدآباد كم‌كم اميدوار شده‌اند و پويايي و نشاط دوباره به اين شهرستان برگشته لذا ما هم به عنوان عضو كوچكي از جامعه، ضمن آرزوي موفقيت براي امام جمعه‌ي محبوب، از مردم شهيد پرور و ولايت‌مدار اسدآباد انتظار داريم قدر اين گونه نعمت‌ها رابدانند و به درگاه خداوند شكر‌گزار باشند.

 در ادامه از توجه ويژه مقام‌معظم رهبري و شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه كشور به اين شهرستان صميمانه تشكر مي‌كنيم و از خداوند مي‌خواهيم كه ولي امر مسلمين جهان و علماي خدوم را از گزند دشمنان همواره محفوظ نگه دارد.

من الله التوفيق

حميد گوهري

خبرنگار


نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...